|
....:::من و دوچرخه:::....
|
||
|
((بیا تو......ضرر نمی کنی)) |
![]() |
باغ در بستر شهري و از نوع باغهاي مسطح ودر ميان ساير باغهايي چون باغ خرگاه در شمال، در شمال شرق باغهاي ميوه همچون انگورستان، باغ بهشت آيين، باغ دمور واقع شده است.
باغ هشت بهشت در محدوده دولت خانه صفوي، که در زمان شاه عباس صفوي بنيان شده است، اين باغ در زمان شاه صفي ( 1052-1038 ق) وجود داشته و دو شاه بعدي (شاه عباس دوم و سليمان) بر درختان آن افزوده اند. کوشک اين باغ به زمان شاه سليمان صفوي (1105-1077 هـ . ق/ 1694-1667 م) تعلق دارد و در آن دوره باغ تکميل و اصلاح شده و در سال 1080 هـ . ق و مقارن با سومين سال سلطنت شاه سليمان صفوي به اتمام رسيده است و نمونه عالي ترين كاخهاي نشيمن دوران صفويه است.

اين باغ نشيمن هشت سوگلي حرم پادشاه بوده است، به اين ترتيب كه 4 نفر از آنها در طبقة همكف و 4 نفر ديگر در طبقه اول بنا ميزيستهاند.

اين باغ در زمان ناصرالدين شاه قاجار به بانو عظمي افتخارالدوله واگذار شده بود، مشروط بر اينكه وضع و شكل آن را تغيير نداده و حريم آن را در خيابان چهار باغ در كمال تنظيف و تنقيح نگاهداري كند.

پس از فوت بانوي مزبور باغ و قصر در تصرف وراث او باقي ماند ولي در اين مدت تغييرات كلي در وضع باغ و قصر مزبور بوسيله متصرفين بنا داده شد و در سال 1343 اين باغ رسماً به وزارت فرهنگ و هنر واگذار گرديد.

در حال حاضر اين باغ به پارك تبديل شده و با شماره 227 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است. بعضي از درختان و حوضها و كوشك، يادآور آن باغ تاريخي است، كه متاسفانه تغييرات در طي دورههاي مختلف، مشهود ميباشد و كوشك آن به عنوان مكاني تاريخي جهت بازديد مورد استفاده قرار ميگيرد.
فاطمه حيدري - هما ايراني بهبهاني
![]() |
آنها نگران زمين هستند!
«فريد جينگل برد» در مجموعه تلويزيوني «خانه سبز» را يادتان هست؟ بازيگر اين نقش در همان روزها نشان داد كه درصدد كشف قالبهاي جديد و نوآوري است. رامبد جوان در كارهاي بعدي اش هم چه در عرصه بازيگري و چه در عرصه كارگرداني نشان داد به دنبال زبان خاص خودش است. اين موضوع حتي در اجراهاي تلويزيوني او هم به چشم ميخورد. او اين روزها مشغول كارگرداني مجموعه تلويزيوني «مسافران» است كه روزهاي زوج و جمعه از شبكه سيما پخش ميشود.
اصولاً داستانهايي كه به فضا و آدمهاي فضايي ميپردازد براي مخاطب جالب است. رامبد جوان هم با آگاهي از اين موضوع به سراغ آن رفتهاست. داستان مجموعه به زندگي اعضاي كنفدراسيون راه شيري ميپردازد كه مدتي است نگران اهالي زمين هستند، چرا كه ساكنان سياره زمين بدون ملاحظه مشغول تخريب محيط زيست خود هستند و نادانسته تعادل كهشكان را بههم زده اند و...

عكس: سايت شبكه سه
اگر در فيلمهاي ديگر موجودات فضايي بدجنس و تخريبگرند، در اين كار موجودات فضايي دوستداشتني، مهربان و نگران آدمهاي زميني هستند.
نكته خندهدار رفتارهاي آدمهاي فضايي در تضاد با آدمهاي زميني است.
رفتار ناهید، بهرام، شهاب و ستاره با ساده لوحي و ناآشنايي آنان با
مناسبات زندگي شهري، اصطلاحات روزمره و از همه مهمتر مواجهه آنان با
مردم نكتهاي است كه كارگردان و نويسندگان روي آن دست گذاشتهاند. نكاتي
كه قرار است بازتابي از رفتارهاي ما انسانهاي زميني باشد.
طنزهاي هر
شبي يا طنزهايي كه هر شب پخش ميشوند، اين ويژگي را دارند كه بتوانند در
مقابل عقايد و نظرات مردم خود را تغيير دهند. مخاطب نياز دارد نكات
تازهتري را ببيند كه هم تازگي و هم جذابيت داشته باشد.
اگر در ابتداي پخش هنوز مخاطبان جذب كار نشده بودند و اگر در ابتدا داستان حول فضا و زندگي آدم فضاييهايي ميچرخيد به تدريج داستان زمينيتر شد و به عبارت ديگر يخ داستان باز شد. چرا كه كارگردان و نويسنده تشخيص دادند كه نياز است براساس نظرات مردم تغييراتي در كار ايجاد كنند.
به نظر ميرسد به تدريج مسافران دارد مخاطبان خودش را پيدا ميكند. در حقيقت اين تغييرات و حتي اضافه شدن شخصيتهاي جديد به كار نشان از اين دارد كه رامبد جوان به عنوان كارگردان در تلاش براي ايجاد نوآوري است و مي خواهد كه مخاطبان بيشتري را جذب كند.
ندا انتظامي
نقاش سينمايي
شايد نام «نورمن راكوِل» را نشنيده باشي، اما «استيون اسپيلبرگ» و «جرج لوكاس» را حتماً ميشناسي؛ دو فيلمساز امريكايي كه آثارشان جزو معروفترين فيلمهاي جهان و تاريخ سينماهستند: «ئيتي»، «جنگ ستارگان» و... . حالا اين سه نفر چه ارتباطي با هم دارند؟ اسپيلبرگ و لوكاس از طرفداران سفت و سخت راكول هستند و هر كدامشان يك عالم از كارهاي او را خريده و در مجموعه شخصيشان نگه داشتهاند. راكول تصويرگر مشهور امريكايي است كه البته سال 1978 در 84 سالگي از دنيا رفته اما همچنان از معروفترين هنرمندان كشورش به حساب ميآيد. حالا قرار است اسپيلبرگ و لوكاس بيشتر از 50 نقاشي و تصويرگري راكول را كه در مجموعههاي شخصيشان نگه ميدارند در «مؤسسه اسميتسون»، يكي از موزههاي امريكا به نمايش در بياورند.
يكي از موضوعهايي كه اين نمايشگاه روي آن متمركز ميشود تأثير نقاشيهاي راكول بر فيلمهاي اين دو كارگردان است. درضمن با اين دو فيلم ساز گفتوگوهايي هم درباره آثار راكول شده كه قرار است فيلمهاي آنها در نمايشگاه به نمايش در بيايند.

«سايه هنرمند»، اثر راكوِل
يكي از دليلهايي كه باعث شده اسپيلبرگ و لوكاس به نقاشيهاي راكول توجه خاصي نشان بدهند نزديكي نگاه اين تصويرگر به نگاه و ديد سينمايي است. او در نقاشيهايش توجه خاصي به نور داشته است و اين كه نور چه تأثيري بر جلوه چيزها ميگذارد. اين همان چيزي است كه يك كارگردان در هر صحنه فيلمش به آن توجه ميكند. زاويه ديد و كادرهايي هم كه راكول انتخاب كرده، به زاويهها و كادرهاي سينمايي نزديك است. اسپيلبرگ و لوكاس، هر دو گفتهاند كه راكول استاد داستانگويي بوده است،او به راحتي ميتوانسته داستاني را فقط در يك قاب براي مخاطبش تعريف كند و اين هم باز اتفاقي است كه در تكتك قابهاي يك فيلم ميافتد.
«ويرجينيا مكلنبرگ» يكي از مسئولان مؤسسه اسميتسون ميگويد راكول يك بار در گفتههايش به اين موضوع اشاره كرده كه عاشق كارگرداني است و اگر تصويرگر نميشد، حتماً فيلمساز ميشد.
قديميترين نقاشي اين نمايشگاه به نام «پليووسفرانزي» به مجموعه لوكاس تعلق دارد. «سايه هنرمند» هم يكي ديگر از كارهاي راكول است كه در همين مجموعه قرار دارد؛ در عوض يكي از مشهورترين كارهاي راكول بهنام «آزادي بيان» متعلق به اسپيلبرگ است. در اين نقاشي، مردي در حال سخنراني ديده ميشود و مردم دورش جمع شدهاند و به حرفهايش گوش ميدهند؛ از چهره آنها پيداست كه خيلي با حرفهاي سخنران موافق نيستند اما دارند با احترام به او گوش ميدهند.
تكتك نقاشيهايي كه اسپيلبرگ و لوكاس در مجموعههاي شخصي شان نگهميدارند براي آنها معني خاصي دارد. آن دو بعضي از اين نقاشيها را براي اين خريده و نگه داشتهاند كه آنها را به خنده مياندازند!
آتوسا رقمي
اسباب بازيها در راهند
با آن كه قسمت سوم انيميشن كامپيوتري «قصه اسباببازي»به نمايش عمومي در نيامده است، ولي سازندگان آن بحث توليد چهارمين قسمت اين مجموعه فيلم را مطرح كردهاند.«قصه اسباب بازي 3» حدود دو ماه ديگر به روي پرده سينماها ميرود و دو شخصيت اصلي آن يعني «وودي» و «باز» با ورود به يك مهدكودك، با ماجراجوييهاي تازهاي روبهرو ميشوند. قسمت اول و دوم فيلم در سالهاي 1995 و 1999 ساخته شدند و فاصله زمان نمايش قسمت دوم و سوم به يازده سال ميرسد. همين مسئله باعث تعجب بسياري از تماشاگران شده است.

وودي گاوچران و باز فضانورد در صحنه اي از انيميشن
«قصه اسباببازي» اولين انيميشن كامپيوتري تاريخ سينما بود كه كمپاني والتديزني آن را با همكاري شركت پيكسار تهيه كرد. منتقدان سينمايي از اين فيلم، به عنوان انقلابي در تاريخ انيميشن اسم بردهند.
دو قسمت اول اين انيميشن توسط «جان لستر» كارگرداني شد. اما كارگرداني
قسمت سوم را لياونكريچ انجام داده است. به احتمال فراوان قسمت چهارم فيلم
را دوباره لستر كارگرداني خواهد كرد. تفاوت اصلي قسمت سوم با دو قسمت قبلي
اين است كه اين بار تماشاگران كوچك و بزرگ فيلم ميتوانند آن را به صورت
سه بعدي در روي پرده سينما تماشا كنند. بچهها و خانوادههاي آنها تابستان
امسال استقبال خوبي از نسخههاي
سه بعدي انيميشنهاي «بالا»، «عصر
يخي 3» و «هيولاها عليه بيگانههاي فضايي» كردند.اين روزها يك تيم سه نفره
مشغول نوشتن فيلمنامه قسمت چهارم« قصه اسباببازي» هستند. قرار است اسباب
بازيهاي ريز و درشت اين مجموعه فيلم، اينبار به يك مكان تازه سفر كنند و
با عروسكها و آدمهاي جديدي آشنا شوند.
![]() |
60 ثانيه در اتوبوس
اتوبوس قراضه هنوهن كنان ميرود. درست مثل پيرمرد خستهاي كه در حال سرفه كردن باشد. با انگشتان دستم ايستگاههاي باقيمانده را ميشمارم و آه ميكشم. ناگهان اتوبوس ترمز ميكند. صداي برخورد چند نفر با يكديگر ميآيد و غرغر مسافرها بلند ميشود. از پنجره باز اتوبوس به بيرون نگاه ميكنم. چراغ قرمز با آن عدد 60 ديجيتالياش به من پوزخند ميزند.
آرنجهايم را روي ميله اتوبوس ميگذارم و چانهام را روي دستهايم.
پيشانيام را به شيشه اتوبوس كه تا نيمه آمده است تكيه ميدهم و در دلم
شروع ميكنم به شمردن :60 ، 59،...
زنهاي توي اتوبوس، كيسههاي توي
دستشان را زمين ميگذارند و بچههايشان را با وعده آبنبات و بستني ساكت
ميكنند . از گراني و شلوغي شكايت ميكنند، 50، 49،...
در پيادهروي روبهرويم، مردي را با شانههاي خميده و ريش ژوليده خاكستري ميبينم. مرد با ريتم خاصي حركت ميكند و سيگاري دستش است. هرازگاهي سيگارش را بالا ميآورد و تا نزديك دهانش ميبرد، ولي بعد گويا پشيمان شده و آن را پايين ميآورد. سپس آه عميقي ميكشد و به سيگار نيمه سوختهاش خيره مي شود. 40 ، 39، ...
پيرمردي از آنطرف خيابان با عجله ميآيد. يك بسته ماست در يك دستش و چند تا نان هم در دست ديگرش است. سريع حركت ميكند و سرش پايين است. از آن طرف هم پسر بچهاي سوار بر دوچرخهاش پيش ميآيد. چند لحظه ميگذرد. چشمهايم را ميبندم و صداي برخوردي ميشنوم. چشمهايم را باز ميكنم. ماست روي زمين ريخته و نانها پخشوپلا شدهاند. پسر بچه با هراس دوچرخهاش را بلند ميكند و تندو تند معذرت مي خواهد. مرد ولي با عصبانيت حرف ميزند و با پسرك دعوا ميكند. 30 ، 29،...

تصويرگري: امير معيني،تهران
زني قد بلند دست كودك خردسالي را گرفته و ميكشد. دخترك پاهايش را زمين ميكوبد و ميگويد: «بستني ميخواهم! بستني!» صداي گريهاش در تمام پيادهرو پيچيده است.20 ، 19،...
زن جواني با عجله در پياهرو حركت ميكند. كيفش در هوا تكان ميخورد. اخمهاي زن در هم رفته و زير لب با خودش حرف ميزند. 18 ، 17،...
پسر بچهاي دست مردي را گرفته و با خود ميكشد. از آن طرف پيادهرو فرياد ميزند:
«مامان! مامان صبر كن!» مرد سعي ميكند دستش را از دست پسر بچه بيرون بياورد و از خجالت سرخ شده است. 16 ، 15،...
آدم ها در پيادهرو ايستادهاند و با كنجكاوي به آنها نگاه ميكنند. مرد، پسرك را ميكشد و با عصبانيت ميگويد: «بس كن! آبرويمان را بردي!» 14 ، 13، ...
زن جوان كه اخمهايش را درهم كشيده و زير لب با خودش حرف ميزند، ناگهان برميگردد و با چشمان گشاد شده به آن مرد و پسربچه مينگرد. پسرك دست پدرش را ميكشد و ميگويد: «مامان! برگرد! خواهش ميكنم!» 12 ، 11،...
زن به نگاههاي كنجكاو مردم نگاه ميكند و از خجالت سرخ ميشود. كمي اينپا و آنپا ميكند و بعد جلو ميرود. 10 ، 9،...
پسرك ميگويد: «مامان! ما دوستت داريم! از پيش ما نرو!» زن جوان با مهرباني به پسرك نگاه ميكند، بعد سرش را بالا ميآورد و به مرد خيره ميشود. 8 ، 7،...
اول زن لبخند ميزند و بعد مرد. مرد در حالي كه سرش پايين است با صداي آهستهاي ميگويد: «متأسفم، تقصير من بود!» پسرك با خوشحالي بالا و پايين ميپرد و فرياد ميزند: «آشتي كردند! آشتي كردند!» 6 ، 5،...
مرد سيگار به دست، سيگارش را زمين مياندازد و در حالي كه دارد آن را زير پايش له ميكند ميگويد: «مبارك باشد!» پيرمرد هم با رضايت سري تكان ميدهد و لبخند ميزند. پسر بچه دوچرخهاش را از روي زمين بلند ميكند و با آسودگي آهي ميكشد. زن قد بلند دست دخترش را رها ميكند و با صداي بلندي ميگويد: «تبريك ميگويم.» و بعد دست ميزند.
دختر بچه دست از گريه كردن و پاي كوبيدن ميكشد و با حيرت به مادرش و سپس به تمام آدمهايي كه در حال خنديدن و دست زدن هستند مينگرد. 4 ،3 ، 2 ، 1،...
اتوبوس قراضه دوباره سرفه كردن را از سر ميگيرد. به خودم ميآيم و لبخندزنان ميگويم: «اين طولانيترين 60 ثانيه عمرم بود!»
رويا زندهبودي از شيراز

عكس: كتايون خوش رقم،تهران
حركت آهسته در اثر هنري
نویسندهای میگوید: «اثر جدی هنری، بهویژه اثری که با زمان سروکار دارد،مثل موسیقی، رمان، فیلم، حتی اگر با سرعت نور هم به پایان خود بشتابد، باز هم کند پیش میرود. این کندی حرکت ما را به قلب اثر نزدیک میکند و ما میایستیم و به اجزایی از اثر که در برابر ماست فکر میکنیم.» به نظر من داستان 60 ثانیه میتواند مثال خوبی برای حرف این نویسنده باشد. ارتباط در صورتي برقرار مي شود که فکر کنیم در وهله اول نویسنده اي چنین کنديای را در اثر خود میگذارد تا نگاه خواننده نسبت به زندگی دگرگون شود. راوی داستان 60 ثانیه به خوبی توانسته تصویر روشنی از زندگی شهری را در مدتی که چراغ قرمز است پیش روی خوانندهاش بگذارد و بگوید نگاه ما به زندگی نباید ساده و گذرا باشد. باید در مقابل زندگی همچون اثری هنری مکث کنیم و همه زاويههاي آن را با دقت ببینیم.
اگر باران ببارد
چشم ميگذارم. فقط چند ثانيه تا فرصت قايم شدن پيدا كني، اما طاقت نميآورم و نرسيده به ثانيه مقرر چشم باز ميكنم. گوشه دامن چينچينيات را ميبينم. از گوشه ديوار نگاهت ميكنم و ... يكدفعه تو ميروي و ناپديد ميشوي. حتي آن دامن چينچينيات هم گم ميشود. ميدوم تا پيدايت كنم. نيستي! باد سردي ميوزد. ميلرزم. برگهاي پاييزي هم ميلرزند و ميريزند. به برگها نگاه ميكنم و به اين فكر ميكنم اگر باران ببارد، چگونه تو را حفظ كنم از خيس شدن؟ چگونه پيدايت كنم؟ به اين فكر ميكنم كه اگر باران ببارد تو كه چتر نداري، پس حتماً برميگردي... اما به اين فكر كه ميرسم، ميلرزم. يادم رفته بود، تو عاشق زير باران ماندني. باد سردي ميوزد!
فتانه ارجمند از تهران
دو دنيا
اگر باران ببارد با یک بازی شروع میشود. بازی بین دو شخصیت، دو شخصیتی که میتوانند یکی باشند. در واقع میتوان گفت که یکی دارد با دنیای موازی خودش بازی می کند؛ دنیای کودکیاش، دنیایی که آدمی از باید و نبایدها رهاست و در آن ترسی از خیسشدن و سرما خوردن نیست. پس با این نگاه میتوان گفت در این داستان کسی هست که از طرفی دوست دارد کودک باشد و از طرف دیگر ذهن بزرگسالانهاش وادارش ميکند با ترس از خیس شدن و سرماخوردگی از کودکی فاصله بگیرد.
كوچه روشن
كوچه تاريك بود. نور نداشت. ديوارها همه بيدر بودند .كسي دري به كوچه تاريكمان باز نميكرد. ماه آن بالا ميدرخشيد اما نورش كوچه ما را روشن نميكرد. كوچه ما از شب هم تاريكتر بود. از كوچه ميگذشتم كه مردي ديدم با آبپاش چالههاي كوچهمان را پر آب ميكند. عكس ماه توي آب ميافتاد. عصباني شدم. كوچه داشت روشن ميشد. جلو رفتم و پرسيدم: «هيچ معلوم هست چه ميكني؟» مرد لبخندي زد و گفت:«آب نوراني ماه به كوچه تاريكتان ميبارم!»
![]() |
«نور منتشر ميشود» مطلبي است به مناسبت شهادت حضرت علي (ع).
«امشب تو را به هزار نام زيبايت صدا ميكنيم» از شبهاي قدر با ما ميگويد.
«خانه سر بلوار» داستان اين شماره است كه آن را زيتا ملكي نوشته.
«آن روي سكه» به مناسبت 21 شهريور ، روز ملي سينما نوشته شده.

«همكاري براد پيت با انيميشن» عنوان يكي از مطلبهاي كوتاه سينمايي است.
«واکسی با چهره پوشیده» ما را با زندگي نوجواني اهل بوليوي آشنا مي كند كه براي گذران زندگي كفشهاي مردم را واكس ميزند و « تنها، در درياي بيكران» با ما از سفر دور دنياي نوجواني اهل انگليس ميگويد.
«گردشي به دور دنيا»، « فوتبال براي تغيير»، « زندگي در فضا» و ... از مطلبهاي ديگر اين شماره هستند.
آثار نوجوانان هم كه بخش ثابت هر شماره دوچرخه است
![]() |
«شبي روشنتر از صبح» مطلبي است به مناسبت شبهاي قدر.
«ببخشيد، يك سؤال داشتم» گزارشي است درباره سؤالهايي كه در ذهنمان مطرح ميشوند و شيوه اي كه ما با آنها برخورد ميكنيم.
«تـرفيع» داستان اين شماره است كه آن را رفيع افتخار نوشته.
«مردم، حمايتگرا هنرپيشهها» بخشي است از يك گفتو گو با هرولد لويد، بازيگر و كارگردان مشهور سينماي كمدي.

«تولد خودروي رؤيايي» با ما از تاريخچه «پورشه»، ماشين محبوب خيلي از نوجوانان و بزرگسالهاي جهان، آشنا ميكند.
«شعري شبيه زندگي» عنوان مطلب ديگري از مجموعه «الف...ب...شعر» است؛ مجموعه مطلبهايي براي كساني كه دوست دارند شعر گفتن را ياد بگيرند.
«اي مناره، بلرز!» با ما از منارجنبان اصفهان حرف ميزند.
«سختكوشي يعني موفقيت» ما را با زندگي نوجوانان فقير چيني آشنا ميكند كه در يك مدرسه كونگفو زندگي ميكنند و درس ميخوانند.
«بازيهاي كهكشاني»، «يك كتاب خ خ»، «سؤال و جواب رنگارنگ»، «شركت هيولا»، «كارايي و زيبايي؛ همراهان جاودانه» و ... از مطلبهاي ديگر اين شماره هستند.
آثار نوجوانان هم كه بخش ثابت هر شماره دوچرخه است.
ايران- همشهري آنلاين: معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور در مسير همدان به کرمانشاه قرار دارد. این بنا روی تپهای طبیعی ساخته شده است. معبد آناهيتا متعلق به آناهيتا، الهه پاكي و محلي براي نيايش آب بوده كه يكي از چهار عنصر مقدس و مورد احترام ايرانيان باستان است. آناهیتا ایزد بانوی آبهای روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است. برخی از محققین، این بنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کردهاند. عدهای نیز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم قبل از ميلاد و عده دیگر آن را به سده اول قبل از ميلاد نسبت میدهند. اين معبد كه براي استفاده از آب رودخانه شاپور در 6 متري زمين قرار دارد، به صورت مكعب است و ديوارهاي اين معبد از سنگهاي بزرگي بنا شده اند كه بين سنگهاي حجاري شده هيچ ملاتي وجود ندارد و اين سنگها توسط بستهاي آهني به هم متصل شده اند. اين بنا بر پشتهاي از صخره قرار گرفته که داراي 220متر طول و 210متر عرض است و ضخامت ديوار محيطي آن به 5/18 متر ميرسد.
در قسمت جنوبی بنا، پلکان دو طرفهای به درازای 154 متر وجود دارد. هر دو تا پنج پله، در یک بلوک سنگی ایجاد شده است. تعداد سنگ پلهها در پلکان شرقی 26 پله و در پلکان غربی 21 پله است. جويهاي سنگي آب رودخانه را ميزان كرده و به طرز باشكوهي به آبگيري وسط معبد هدايت ميشده. نوع تقسيم آب و جريان آب درون معبد يكي از شگفتيهاي مهندسي در آن دوران ميباشد تا اين عنصر مقدس را به زيباترين شكل ممكن به نمايش بگذارند. در چهار طرف معبد دالانهايي تعبيه شده كه در كف اين آنها جويهاي آب به صورت رفت و برگشت آب را به وسط معبد هدايت ميكرده. در وسط معبد فضايي وجود دارد كه آب از اين جويها در آن جمع شده و استخر كوچكي حدوداً در ابعاد 10 در10 و عمق 20 سانتي متر را پر آب ميكرده. در دو طرف بالاي معبد آناهيتا سر چهار گاو در هر طرف به صورت رو به روي يكديگر قرار دارد كه در زمان آبگيري اين معبد عكس سر گاوها روي آب نقش ميبسته است.
ديوار محيطي که ستونها بر آن واقع شده خود از دو قسمت تشکيل شده، قسمت داخلي که با استفاده از سنگهاي قلوه و لاشه به ابعاد و اندازههاي مختلف و ملاط گچ ساخته شده و قسمت خارجي به وسيله يک رديف سنگ تراش نماسازي شده است. ارتفاع اين ديوار نيز با توجه به شيب صخرهاي که روي آن قرار گرفته است در قسمتهاي مختلف متغير بوده و از چهار متر تا 12متر است که بعضي محققين با استناد به برخي محاسبات اين ارتفاع را در ضلع جنوب غربي تا 18 متر تخمين ميزنند. از ديگر بخشها و عناصر اصلي بناي معبد آناهيتاي کنگاور ميتوان به صفه آن اشاره کرد. آنچه از اين بخش باقي مانده و در کاوشهاي باستانشناسي مشخص شده، ديواري است در ضلع جنوبي صخره کنگاور که در بخشهاي شرقي و غربي اطراف صخره اثري از آن بر جاي نمانده است. ضلع شمالي نيز مورد کاوش قرار نگرفته و تنها در ضلع جنوبي آن ديواري با قطر 5/9متر و طول 93 به صورت يک سکو باقي مانده که روي بقاياي ديوار آثارمربوط به معماري يک حمام سلجوقي مشخص است. مصالح عمده اين ديوار را سنگ غير حجاري شده و ضخيمي تشکيل ميدهد که با استفاده از ملاط گچ، روي هم تثبيت شدهاند.
آخرين بخش از معماري بناي کنگاور را بقاياي معماري فراز تپه تشکيل ميدهد، اين بخش شامل ديوارهاي به قطر 6 متر است که محدودهاي در حدود يك هزار و 200متر مربع را شامل ميشود که در جهت شرقي غربي ساخته شده است. در تابستان سال ۱۳۴۷ برای نخستینبار هیئتی در تپه ناهید کنگاور به کاوشهای باستانشناسی پرداخت. پس از بررسیهای اولیه مشخص شد که از مجموع تپه ، تقریباً حدود 53 هزار متر مربع به بنای تاریخی اختصاص دارد که به جز چند سر ستون شکسته و تعدادی حجاریهای پراکنده در کنار کورههای آهکپزی که چند سال قبل از آن تعطیل شده بود چیز دیگری مشهود نیست. اعضای هیئت عکس هوایی کنگاور را که در سال ۱۹۳۲ میلادی تهیه شده بود، پس از تعبیر و تفسیر و یافتن گرته و اثری از امتداد ابهام آمیز دیوار و صفه تاریخی مدفون، مورد استفاده قرار داد و موفق گردید بخشی از دیوار شرقی را در آن تشخیص داده و پس از کاوش، آن قسمت از صفه را از خاک ایام آزاد نماید. با آغاز فعالیتهای هیأت کاوش معبد آناهیتا در سال ۱۳۴۷ و پس از خرید و تخریب منازل مسکونی بالای تپه و اطراف آن نقشه و موقعیت مکانی این بنای تاریخی تهیه شد. |
|
|
|
ايرانگردی- همشهريآنلاين:
تخت جمشید از آثار دوره هخامنشیان در 45 کیلومتری شمال شرق شیراز قرار دارد. تخت جمشید از آثار بجای مانده از دوره هخامنشیان در کنار کوه رحمت در فاصله 45 کیلومتری شمال شرق شهر شیراز ویرانههایی از مجموعه تخت جمشید برجای مانده است. تخت جمشید كه در استان فارس قرار دارد، نامی است که تاریخ نگاران اسلامی بر این مجموعه نهادهاند اما براساس کتیبههای موجود نام اصلی این مکان پارسه و یا بقول یونانیان پرسپولیس بوده است. در ساخت این بنای باشکوه، هنر و سلیقه ایرانی، نقش اصلی را داشته اما در جزئیات ساختمان و نقشهای پرشکوه آن از هنرمندان و معماران کشورهای تابع امپراطوری ایران همچون مصر و یونان نیز استفاده شده است. این بنای عظیم و زیبا در زمان هخامنشیان و به دستور داریوش اول در سال 518 قبل از میلاد بنیان نهاده شده و ساخت آن 120 سال ادامه یافته است. تخت جمشید که بهطور کلی از سنگ ساخته شده است نزدیک به 13هزار مترمربع وسعت دارد.
در حد فاصل سنگهای به کار رفته در این مجموعه از هیچگونه ملاتی استفاده نشده است، اما در بعضی نقاط سنگها را با بستهای آهنی به هم اتصال دادهاند. تخت جمشید شامل هفت کاخ، تالار، نقوش برجسته، پلکانها، ستونها و دو آرامگاه سنگی است. در کتیبههایی که به خط میخی و به زبانهای پارسی باستان و عیلامی کندهکاری شده، شرح ساختمان تختجمشید، اعتقادات مذهبی و شیوه تفکر شاهان هخامنشی بیان شده است. در این مجموعه چندین کاخ نیز وجود داشته است. از جمله این کاخها میتوان به آپادانا، هدیش، مرکزی، تچر یا تالار آینه، کاخ اختصاصی و دروازه ملل اشاره کرد. بالای تخت جمشید در دامنه کوه رحمت دو آرامگاه سنگی وجود دارد که اردشیر دوم و سوم در آن آرمیدهاند. گفته می شود تخت جمشید حدود 200 سال محل سکونت شاهان بوده تا این که در سال 330 پیش از میلاد اسکندر مقدونی آن را به آتش کشید تا امید پارسیان برای زنده ماندن دولتشان به یأس مبدل شود. |
![]() |
این کوه در قسمت مرکزی رشتهکوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل در استان مازندران قرار دارد و فاصله آن از تهران 66 كيلومتر است.
منابع مختلف اندازههای گوناگونی برای ارتفاع قلهٔ دماوند از سطح دریا ذکر کردهاند. به نقل از سايت ملیآمار، ارتفاع این قله ۵٬۶۱۰ متر است، منابع دیگر، از جمله پایگاه ملی دادههای علوم زمین ایران و وبسايت رصدخانهٔ زمین ناسا، ارتفاع ۵٬۶۷۰ متر و ۵٬۶۷۱ متر را نیز برای قلهٔ این کوه ذکر کردهاند.
دماوند یک کوه آتشفشانی مطبق است که عمدتا در دوران چهارم زمینشناسی موسوم به دوران هولوسین تشکیل شده و نسبتا جوان است.
اما اين كوه یک آتشفشان خفته است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارد. در برخی از سالها از جمله در سال ۱۳۸۶، از قله دماوند، دود و بخارهایی خارج شدهاست که برخی از شاهدان آن را گواهی بر فعال شدن این آتشفشان پنداشتهاند.[دماوند در واپسين روزهاي تابستان 86]
قطر دهانه آتشفشان در حدود ۴۰۰ متر است. قسمت مرکزی دهانه، بوسیله دریاچهای از یخ پوشیده شده و در حاشیه آن دودخانهایی وجود دارد که زمینهای اطراف را به رنگ زرد درآورده اند.

جدا از دهانه فعلی، شواهدی از دهانههای قدیمی را میتوان دید. یکی از این دهانههای قدیمی در پهلوی جنوبی و در ارتفاع ۱۰۰ متر قرار دارد که در حال حاضر، محل خروج گازها و دودخانها است.
درجه برودت هوا در قله دماوند، در میانه تابستان، بین ظهر تا ساعت 16در حدود 4درجه زیر صفر است.
دامنه دماوند در ارتفاع ۲۰۰۰ تا ۳۵۰۰ متری در بهار یکسره از گلهای شقایق پوشیده میشود.
اين رودخانه از مرز ترکیه، نخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و وارد جمهوری آذربایجان شده و به رودخانه کورا میریزد.
رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه انتخاب و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.
بعدها ایران و اتحاد شوروی با هم سدی در ناحیه پلدشت به نام سد ارس بنا كردند. سد خداآفرین و سد قیزقعلهسی به صورت مشترک با ارمنستان روی ارس احداث میشود.
رودخانه ارس از ارتفاعات مين گول به ارتفاع 3152 متر در جنوب ارزروم در تركيه سرچشمه مىگيرد.
اين روخانه پس از پيوستن به آرپاچاى؛ مرز مشترك ايران و جمهورى ارمنستان و جمهورى آذربايجان را تا محلى به نام بهرام تپه تشكيل مىدهد و بعد از طى حدود 10072 كيلومتر مسافت به درياى خزر مىريزد.

حوضه آبريز ارس در كشورهاى ايران، تركيه، ارمنستان و جمهورى آذربايجان قرار دارد. وسعت آن تقربياً 10320 كيلومتر مربع بوده و حدود 39% (39000) كيلومتر مربع آن را اراضى ايران تشكيل مىدهد.
در طوال مسير طى شده آن تغييراتى مشاهده مىشود، از جمله از سرچشمه تا جلفا مناطق صاف و كمى كوهستانى و از جلفا تا اصلاندوز كاملاً كوهستانى و صعبالعبور بوده و عرض و عمق اين رودخانه در مسير حركت متفاوت است.
در فاصله بين جلفا تا اصلاندوز كه ارس بين كوههاى قره داغ و كوههاى کشور آذربایجان در جريان است در بعضى نقاط (نزديكى های روستاى قولان) عرض آن از 20 متر هم كمتر مىشود؛ در حدود جلفا عرض آن حدود 30 متر و عمق آن 4 متر است ولی در نزديكى پلدشت عرض آن در حدود 90 تا 100 متر و عمق آن 2 متر مىباشد.
رود ارس از مهمترين رودهاي ايران است كه علاوه بر جذابيت ويژه گردشگري و تأثيرات مثبت اكوسيستمي، قابليت مهمي از نظر ماهيهاي قابل صيد دارد.

ماهيهاي اين رود حدود ده گونه ميباشند كه حدود 6 نوع آنها نسبت به ديگر ماهيهاي بومي اين رود بزرگتر و داراي مقاومت بيشتري نسبت به ساير ماهيها هستند. به همين جهت صيد اين ماهيها بين ورزشكاران و ماهيگيران از ارزش بالايي برخوردار است.
رودخانه ارس در منابع و اصطلاحات يونانيان و اروپائيان، آراكس ( ARAX ) و اركساس و آراكسس ( ARAKSS ) بوده و از قديم اِراسك و آراسك ناميده شده.
در منابع عربى الّرس و در فارسى ارس و اَرس و در تركى آراز و آراس و اَراز و اَرَز نام گرفته است
![]() |
اجزاي متشكله رودخانه مرزي بين ايران و عراق (اروند رود)، عبارتند از: فرات، دجله و كارون.
رودخانه فرات از بلنديهاي سرزميني قفقاز (ارمنستان)، سرچشمه ميگيرد. اين رودخانه از پيوستن رودهايي كه از فلات ايران و كشور كنوني تركيه، سرچشمه ميگيرند، تشكيل ميشود.
كمابيش 60 درصد از آب رودخانه دجله از كوههاي زاگروس (ايران) سرچشمه ميگيرد با توجه به آبدهي دجله و فرات، حدود 40 درصد از آب رودخانهاي كه از پيوستن اين دو رودخانه تشكيل ميگردد، از سرزمين كنوني ايران تامين ميشود.
ميزان زيادي از آب رودخانههاي فرات و دجله، در اثر سد سازيهاي زياد بر روي آنها، كاهش يافته است. اما، اروندرود هنگامي ارزش واقعي كشتيراني پيدا ميكند كه رودخانه كارون، يعني بزرگترين رودخانهي ايران، بدان ميپيوندد.
سرزمين ميانرودان (بينالنهرين) كه پس از جنگ جهاني اول و متلاشيشدن امپراتوري عثماني، حكومت جديدالولاده عراق بر پايه برنامهريزيها و سياست استعماري؛ كشورسازي انگلستان، بر پهنه آن زاده شد، ميان دو رودخانه بزرگ غرب آسيا، يعني دجله و فرات، قراردارد.

اين رود از همریزش رودهای دجله، فرات و سپس کارون تشكيل شده است. دجله و فرات پیش از پیوستن به کارون در شهر قرنه در ۳۷۵ کیلومتری جنوب بغداد به هم میپیوندند.
درازای اروند رود از قرنه تا ریزشگاه آن در خلیج فارس ۱۹۰ کیلومتر است. ریزشگاه اروند رود در میان شهر ایرانی اروندکنار و شهر عراقی فاو است.
ایران و عراق در ۱۵ اسفند سال ۱۳۵۳ طی معاهده ۱۹۷۵ الجزایر ژرفگاه اروندرود را به عنوان خط مرزی میان دو کشور تعیین کردند.
![]() |
محوطه محصور اين مجموعه به وسعت 122350 متر مربع يا حدوداً 2/12 هكتار ميباشد كه سه كاخ صاحبقرانيه، احمد شاهي و نياوران به همراه تعدادي از بناها و فضاهاي خدماتي، رفاهي را در ميان دارد.
فتحعلي شاه قاجار براي فرار از گرماي تهران و نيز تفريحات تابستاني دستور داد تا در منطقهاي خوش آب و هوا در شمال و خارج از تهران، باغي بسيار زيبا آماده كنند. او نيزارهاي اطراف روستاي «گردهوي» يا «كردويه» را به اين امر اختصاص داد. اين ده و منطقه، يكي از قديميترين نقاط اطراف شهر تهران بود. فتحعليشاه و محمدشاه هريك منزلگاهي ييلاقي در اين مكان ساخته بودند و ناصرالدينشاه با تخريب آن، خود قصر نياوران را ساخت.

ناصرالدين شاه قاجار كه در سال 1264 قمري به سلطنت رسيد در سال 1267 ق. دستور داد حاج عليخان حاجبالدوله (اعتمادالسلطنه) عمارت بزرگي را در باغ نياوران بنا گذارد.
اين ساختمان در 2 طبقه ساخته شد. چون به دشتي بزرگ اشراف داشت كه شهر را ميشد ديد آن را «جهاننماي نياوران» ناميد. بعدها در كنار كاخ جهاننما عمارتهاي ديگري ساخته شد.

بطوري كه دكتر فووريه در خاطرات خود به حدود 50 عمارت مختلف اشاره ميكند كه هر يك، به يك يا چند تن از زنان ناصرالدين شاه اختصاص داشت.
در سال 1293 ق. ناصرالدين شاه به مناسبت سيامين سالگرد سلطنت خود سكهاي ضرب كرد كه بر آن نوشته شده بود: ناصرالدينشاه غازي خرد صاحبقران. از اين تاريخ به بعد بود كه رسماً لقب سلطان صاحبقران را در تمام مكاتبات اداري و خصوصي خود بهكار ميبرد. در همين سال جهاننماي نياوران را نيز صاحبقرانيه ناميد.

بنابر برخي نقلقولها، كاخ مذكور را احمدشاه قاجار براي همسر گرجي خود بنا نموده بود، اما بعدها عمارت مذكور در دوران پهلوي اول جهت اقامت وليعهد و همسر نخستين وي سامان يافته و از آن هنگام در مقاطعي از زمان توسط اين خاندان مورد استفاده قرار گرفته است.
در دوره كوتاهي كاخ احمد شاهي به صورت دفتر كار محمدرضا پهلوي عملكردي اداري يافت و سپس با انجام آخرين تغييرات معماري داخلي در دوران حكومت پهلوي در آن، به عنوان اقامتگاه اصلي وليعهد وي مجدداً به بهره برداري رسيد و تا سال 1357 خورشيدي، محل اقامت و دفتر وي محسوب گرديده است.

آخرين كاخي كه تاريخچه آن مطرح ميشود كاخ نياوران در ضلع شمال شرقي مجموعه است. اين كاخ توسط مهندس محسن فروغي طراحي گرديده است. در ابتدا اين كاخ را بعنوان محلي براي پذيرايي و اقامت رؤساي كشورها و ميهمانان عاليرتبه دربار طراحي و آماده نموده بودند، اما در حين عمليات اجرايي با انجام تغييرات در كاربري، به محل سكونت پهلوي دوم و خانواده وي براي ايام مختلف سال به غير از فصل تابستان اختصاصيافت.
اين كاخ نهايتاً از سال 1346 خورشيدي مورد بهرهبرداري پهلوي دوم و خانواده او در ايران قرار گرفت و تا سال 1357 نيز محل سكونت آنها محسوب گرديدهاست.

تنوع گونههاي مختلف گياهي، از ويژگيهاي بارز مجموعه فرهنگي - تاريخي نياوران محسوب ميشود، تعدادي گونهگياهي غير بومي نيز در مجموعه موجود است كه به تدريج با شرايط محيطي منطقه سازگاري يافته و زيبايي خاصي به مجموعه بخشيدهاند.
مهمترين گونه گياهي مجموعه چنار (Platanus orientalis) است كه سازگاري خوبي از خود در منطقه نشان داده است و تقريباً معادل 8 از پوشش سبز محوطه را به خود اختصاص داده است.

عمده آسيبهاي جدي طي تغييراتي كه منجر به ساخت كاخ جديد نياوران و نيز پارك نياوران در دهه 40 خورشيدي گرديد، به باغ وارد شد. طي اين مدت بسياري از درختان عرصه شمالي و جنوبي باغ در شمال و جنوب كاخ صاحبقرانيه براي ساخت كاخ جديد و پارك قطع گرديد و چهره باغ بهكلي تغيير كرد.
فاطمه حيدري - هما ايراني بهبهاني
![]() |
اين پل معروف به پل الله ورديخان، سي و سه چشمه، چهارباغ، جلفا و زاينده رود است.
اين پل در گذشته «پل جلفا» ناميده میشد (زيرا از اين طريق به جلفا که تازه احداث شده بود میرسيدند).
به «الله ورديخان» نيز معروف است، زيرا سردار مشهور شاه عباس اول که به ساختن اين پل مأمور شده بود به اين نام، ناميده میشد.
اين پل که چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا متصل میکند قبلاًٌ 40 چشمه داشته اما امروز بيش از سی و سه چشمه آن باقی نمانده است و بقيه آنها مسدود شدهاند.

سي و سه پل 295 متر طول و 13.75متر عرض دارد و در زمره اولين آثاری است که شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده است.
در طرفين پل، معبر باريک مسقفی است که در سراسر طول پل ديده میشود. سی و سه پل دارای يک پياده رو برای گردش در بالا و يک پياده رو در پايين است.
پياده رو پائين گذرگاه مسقفی است که ميان پايههای مرکزی پل و به فاصله کمی از بستر رودخانه ايجاد شده است.

در دوران صـفـويه جـشـن «آبريزان» يا «آبريزکان» در کنار زاينده رود و در نزديکی اين پل برگزار میشده است.
در اين جشن که در 13 تيرماه هر سال برگزار میشد مردم با پاشيدن آب و گلاب روی يکديگر در اين مراسم شرکت میکردهاند.
مصالحی که در ساخت سی و سه پل به کار رفته، آجر در قسمت فوقانی و سنگ در طبقه تحتانی پل است.
پل الله ورديخان که در سال 1011 هجری بنا شده است از آثار مشهور اصفهان است که اکثر سياحان و جهانگردان به توصيف آن پرداختهاند.
![]() |
و شرق و کوههای سیاه و سفید، خومی خائیز و نیل جنوب شرقی آن را در برگرفتهاند. بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن لیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد.
رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می کنند. و ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است. چهار پنجم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است. در مناطق سردسیر، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بیشتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز کمتر است.

دشتها نیز حدود یک پنجم از مساحت استان را تشکیل میدهند و معمولا عمده اراضی کشاورزی در دشتها واقع گردیده است. با توجه به شرایط جغرافیایی استان، هرچه در امتداد اصلی کوه های زاگرس از شمال شرقی به جنوب غربی نزدیکتر شویم، از ارتفاع کوه ها و مقدار بارندگی و رطوبت هوا به طور محسوسی کم میگردد.
این وضعیت طبیعی، مشخصات اقلیمی دوگانه ای را پدید آورده و استان را به دو ناحیه سردسیری و گرمسیری تقسیم نموده است.
شهر یاسوج
در دهانه انبری صخره های زاگرس بزرگ و بر دامنه دنای همیشه سفید پر برف، در لابلای جنگلهای تنومند و سرسبز بلوط و بن و کیکم شهر یاسوج قرار گرفته است. این شهر که نامِ محلی آن یاسیج و مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد است و در سال 1344 احداث گردیده و قبل از ایجاد شهر یاسوج در حدود شش کیلومتری جنوب شرقی آن شهرک قدیمیِ تل خسرو، قرار داشته که زمانی مرکز طوایف باستانیِ بازرنگان بوده است و سابقه تاریخی آن متجاوز از دو هزار سال می باشد.
این شهرک قدیمی در سال 1309 دوباره بازسازی و در سال 1323 مجدداً متروکه گردید که به جز تپه ای خاک از آن اثر دیگری باقی نمانده است. شهر نوپای یاسوج درکنار رودخانه بشار در آغوش تپه های متعدد در ارتفاع 1870 متری از سطح دریا قرار گرفته، این شهر که در سال 1344 فقط دارای یک خیابان اصلی بود، امروزه از گسترش و توسعه زیادی برخودار می باشد.
در فصل زمستان برف زیادی در این شهر می بارد و اکثر نقاط و ارتفاعات اطراف آن برای مدتی طولانی پوشیده از برف باقی می ماند. که این فرصت بسیار خوبی برای دوستداران ورزشهای کوهستانی بخصوص اسکی می باشد تا بخوبی از آن استفاده کنند. شهر یاسوج تاکنون بالغ بر 18 کیلومتر وسعت یافته است، یکی از مهمترین دلایل این توسعه مرکزیت اداری و سیاسی این شهر می باشد که از سال 1342 مرکز فرمانداری کل کهگیلویه و بویر احمد بوده و سپس در سال 1355 به مرکزیت کل استان ارتقاء یافته است.
مراكزتاریخی وباستانی
1. تل خسروی
2. تل مهره ای
3. تپه دم چنار
4. تپه ملاكانیه
5. تپه ملاكانیه
6. تل شهدا
7. پل های پاتاوه(پادنا)
جاذبه های طبیعی
1. کوه آب نهر
2. کوه بند گرد
3. کوه تاسک 
4. کوه تامر
5. چال کلاغ
6. کوه دمه
7. کوه دو مازه
8. کوه دینار
9. کوه راه باریک
10. کوه زنگویی
11. کوه سفید
12. کوه شب لیز
13. کوه میمند
14. کوه هجال
15. رودخانه مارون
16. رودخانه خرسان
17. رود بشار
18. رودخانه ماربر
19. رودخانه یاسوج
20. رودخانه دره آجم
21. رودخانه گردآوه
22. آبشار مارگون
23. آبشار بهرام بیگی
24. آبشار یاسوج
25. چشمه میشی
26. هفت چشمه
27. چشمه خارکلون
28. غار نول
29. غار مس
30. اشکفت دو فیری
31. تنگ سرخ
32. تنگ تیزاب
33. تنگ براق
34. تنگ گنجه ای
35. آب نهر
36. میمند
37. پوله زیلایی
38. مارگون
39. سی سخت
40. منطقه حفاظت شده دنا
41. دریاچه کوه گل
42. تالاب برم شیر
اماكن زیارتی ومذهبی
• امام زاده حسن
• امام زاده قاسم
• امام زاده پهلوان
• امام زاده عبدالله
• قبرستان پای چل
شهرستان دوگنبدان
این شهرستان در جنوب باختری استان کهگیلویه و بویر احمد واقع گردیده و 683/4 کیلومتر مربع مساحت دارد و مرکز این شهرستان دوگنبدان می باشد. شهرستان گچساران متشکل از دو شهر به نامهای دوگنبدان و باشت است. و از دو بخش به نامهای مرکزی و باشت و نیز 6 دهستان تشکیل یافته است.
گچساران در منطقه گرمسیر قشلاقی واقع شده است و دارای دو نوع آب و هوای معتدل و خشک در نیمه شرقی و گرمسیری خشک در نیمه غربی می باشد. رودخانه زهره مهمترین رود این شهرستان است که در جنوب شرقی دوگنبدان جاری است.
شهرستان گچساران بدلیل وجود معادن نفت یکی از مهمترین مراکز استخراج و بهره برداری نفت کشور به شمار می رود، و دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است. مارین یکی از روستاهای زیبا و دیدنی شهرستان گچساران است. این روستا که در کیلومتری شمال شهرستان گچساران در مسیر راه دهدشت – گچساران قرار گرفته است و دارای آب و هوایی معتدل می باشد.
این روستا دارای باغات فراوان و مزارع سرسبز است. و از ویژگی های روستای مارین معماری زیبا و چشم نواز آن است. که در نوع خود کم نظیر می باشد. منازل روستایی در یک شیب 60 درجه از بالای کوه سرازیر و تا ته دره که منتهی به باغات مرکبات است، ادامه دارد. از دیگر جاذبه های این شهرستان میتوان تنگ دیل، قلات گناوه، دشت گل و باغستان های مارین را نام برد.
مراكزتاریخی وباستانی
• دوگور دوپا
• دژ سلیمان
• تل دهوه
• پلهای باستانی خیرآباد
• آتشکده های گل سرخان
• آتشكده خیرآباد
جاذبه های طبیعی
1. كوه هامی
2. رودخانه زهره
3. رودخانه نازمکان
4. رودخانه خیرآباد
5. آبشار گنج بنار
6. چشمه آب گرمو
7. غار شاه بهرام
8. محوطه خیر آباد
9. دهستان بهمئی
اماكن زیارتی ومذهبی
• امامزاده بی بی حکیمه
• امامزاده شاه عباس
شهرستان دهدشت
شهرستان کهگیلویه از شمال به شهرستانهای باغ ملک، ایذه و لردگان، از جنوب به گچساران، از غرب به بهبهان و رامهرمز و از شرق به بویراحمد سردسیر منتهی می گردد. این شهرستان دارای دونوع آب و هوای کاملا متفاوت در نواحی سردسیر و گرمسیر بوده و نیز محلی برای قشلاق ایلات منطقه می باشد.
بطور مثال در فصل تابستان هنگامی که درجه حرارت در مناطق جنوبی به حد اکثر خود می رسد، در ارتفاعات شمالی آن هوا همچنین سرد می باشد. عمده ترین منابع آبی منطقه کهگیلویه شامل رودخانه چرام است که از کوههای شمال و شرق چرام سرچشمه گرفته و به رودخانه نازمکان می ریزد و رودخانه مارون که بعد از عبور از میان سوق و لنده از آخرین نقطه شهرستان بنام تنگ تکاب گذشته و به سمت بهبهان جریان یافته و بنام رود جراحی به خلیج فارس می ریزد.
ارتفاعات مهم این شهرستان شامل کوههای سیاه غارون (کارون)، نیل، چست خوار و دیل می باشند. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1373 شهرستان کهگیلویه از سه شهر شامل: دهدشت ( مرکز شهر )، چرام و لنده و پنج بخش و 18 دهستان با مساحت 079/6 کیلومتر مربع تشکیل شده است.
مراكزتاریخی وباستانی
1. قبر شاهپور
2. آرامگاه امیر لالپا
3. آثارتاریخی سروک
4. قلعه چص
5. قلعه مانگشت
6. تل گرد
7. تل گبر
8. تل چکاه
جاذبه های طبیعی
1. کوه اشکر
2. کوه البرز
3. کوه نیل
4. رودخانه آب شور
5. رودخانه تفار
6. رودخانه قلات
7. چشمه بلقیس
8. غار آب کناری
9. غار پیر زن
10. غار خی
11. غار کبوتر
12. غار نی نه
13. غار نزل
14. چرام
15. ایدنک
16. دهدشت قدیم
17. لنده
18. دریاچه موزرد
19. تالاب برم الون
اماكن زیارتی ومذهبی
• امام زاده پنجه خل
• امام زاده چله خان
• امام زاده سیدمحمد
منبع:همشهری
اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استانهاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است.
استان كرمانشاه در سال 1375 داراي11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است. شهر كرمانشاه مركز استان كرمانشاه ميباشد و شهرستانهايي اين استان عبارتند از: اسلامآباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شيرين، كرمانشاه، كنگاور، گيلانغرب و هرسین.

استان كرمانشاه ناحيهاي كوهستاني است كه بين فلات ايران و جلگه بينالنهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلهها و ارتفاعات سلسه كوههاي زاگرس پوشاندهاند و در محدوده اين استان به صورت مجموعهاي از رشتهكوههاي موازي پديدار گشته كه دشتهاي مرتفع كوهستاني درميان آنها شكل گرفته و بستر گذرگاههاي مهم زاگرس را به وجود آورده است. قدمت سكونت در محدوده استان فعلي كرمانشاه به هزاره قبل از ميلاد ميرسد در

آثار سارگن- شاه اكد- كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آريزان ياغي) ياد شده است. به استناد كتيبههاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنههاي زاگرس طوايفي به نامهاي لولوبي، گوتي، مانايي، فايري، آموا و پارسوآ بودهاند. در خصوص اصلو نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است، طوايف آمادا و پارسوآ آريايي، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شدهاند ولي محققان در آريايي بودن لولوبيها و ماناييها ترديد دارند.
شهرستان كرمانشاه
كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته ميشود توسط طهمورث ديو بند- پادشاه افسانهاي پيشداديان- ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت ميدهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است.

در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدراعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثمانيها قرار گرفت. اما نادر شاه ،عثمانيها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانيها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد.
در سال 1267 هجري قمري امامقلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان اسلام آباد غرب
نام اسلام آباد غرب نخست (مندلي) بود. بعد حمله عربها، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر ( هارون آباد) معروف شد. در سال 1309 هجري شمسي نام شهر به شاهآباد غرب تغيير يافت. بعد از انقلاب اسلامي در سال 57، نام اين شهرستان به اسلام آباد غرب تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايي براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد. بعضي از بخشهاي اين شهرستان سابقه تاريخي دارند:
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان پاوه (اورامانات)
نام پاوه را به پاوه، سردار يزد گرد سوم ( آخرين شاهنشاه ساسانيان) منصوب ميدانند كه جهت جلب حمايت كردها روانه اين منطقه گرديد و مورد احترام اهالي قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند كه در كتابهاي عربي ( فاوج) آمده است.
ظاهراً در محلي نزديك پاوه كه اكنون ( جنگاه) گفته ميشود مردم پاوه با سعدوقاص جنگيدهاند. همچنينمعني كلمه اورمانات از اورتن ( اورامان) نام يكي از سرودههاي دين زرتشتيان- گرفته شده است.
مراكز ديدني و تاريخي

جوانرود همان محلي است كه حمدالله مستوفي در نزهه القلوب از آن به عنوان (الا ني) نام برده است. مستوفي از الا ني يا جوانرود امروز به عنوان قصبهاي معتبر با هواي خوش، آبهاي روان، شكارگاههاي خوب و ناحيهاي با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته است و در اطراف آن قلههايي وجود داشته است. اين شهر در دوره افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايي زيبا دارد كه غار كاوات را يكي از مراكز ديدني آن ميباشد.
شهرسستان سر پلذهاب
سر پل ذهاب در نزديكي ويرانههاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبهاي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سر پل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران بود كه در زمان حمله عربها به ايران از بين رفته و آثاري از پايههاي آجري آن به جا مانده است.
در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان ( زهاو) مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معني ( آب مقطر، خوب و همچنين به معني چشمه و منبع آب) آمده است. ظاهراً به علت چشمه سارها و سرابهاي فراوان، اين شهر به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه ( سرپل) است كه از نام پلي برروي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است. اين پل در سال 1345 هجريشمسي تخريب شده است.

مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان سنقر و كليايي
سنقر در لغت فارسي به معني (پرنده) شكاري است. از قدمت ديرينه اين شهر اطلاعات روشني در دست نيست ولي در دوره سلجوقيان، اميران سنقر به نام (آقاسنقر) معروف بودهاند.
گفته ميشود كه شهر سنقر در ابتدا يك اردوگاه مغولي بود كه بعدها به شهر تبديل شده است. در زمان فتحعلي شاه قاجار فرزند وي فتحالله ميرزا به حكومت سنقر گماشته شد.
سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور، ملاير و تويسركاني يكي شده يكي شه و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي ميرزا ( پسر فتحعلي شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدين شاه سنقر و كليايي ضميمه اسد آباد شد. در حال حاضر شهرستان سنقر و كليايي از نواحي جالب توجه و زيباي استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايي واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بيشه زار فرا گرفته است و قلههاي كوههاي آن تا اواخر تابستان از برف زمستاني ميدرخشد.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان صحنه
شهرستان صحنه يكي ديگر از بخشهاي شهرستان كرمانشاه بود كه در سالهاي اخير به شهرستان مستقلي تبديل شده است. محدوده اين شهرستان نيز از نواحي قديمي و تاريخي استان كرمانشاه است و آثار و بقاياي ادوار گذشته در آن به جا ماندهاند.
مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان قصر شيرين
قصر شيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران مي باشد. بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است، اين شهر در عصر هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر فعلي، ويرانههاي قصر شيرين كهنه باقي مانده كه گفته ميشود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز درآن قرارداشته است.
افسانه معروف شيرين و فرهاد از نام اين شهر اخذ شده است. پس از حمله عربها، قصر شيرين ويران گشت وتا سال 1270 هجري قمري مانند قصبه كوچكي باقي ماند. در جنگ جهاني اول، قصر شيرين مرز سربازان دولتهاي آلمان و عثمانها از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است.

مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان كنگاور
كنگاور يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه قدمت آن به دوره ساساني ميرسد. بعد از شكست ايران، عربها نام آن را قصرالصوص ناميدند. كنگاور به دليل همجواري با معبد باستاني آناهيتا، اهميت ويژهاي داشته است. اين شهر تا زمان ساسانيان آباد بود، ولي پس از غلبه عربها ويران شده است. در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگي معبد آناهيتا در محله گچ كن آن باقي مانده است.
در اين شهر، خسرو پرويز بر روي صفحهاي، بناي ستون داري از گچ و آجر ساخته بود. ياقوت حموي در قرن هفتم هجري قمري نوشته است كه ساختمانهاي ساسانيان بيست ذرع از سطح زمين بلند تر است. شهر كنگاور به دليل بقاياي كاخ يا معبد آناهيتا شهرت ملي و جهاني دارد.

مراكز ديدني و تاريخي
شهرستان گيلان غرب
شهرستان گيلان غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است كه در نوشتههاي تاريخي نيز به كرات از آن نامبرده شده است. خرابههاي روستاي گيلان در منتهياليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابهها كه به شكل تپه كه به شكل تپه خودنمايي ميكنند، احتمالاً بناهايي بودهاند كه بنا به ضرورتهاي دفاعي و امنيتي ساخته ساخته شدهاند.
در اين تپهها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانههايي از قدمت تپهها هستند و احتمالاً آتشكدههاي بزرگ مربوط به مغها بودهاند كه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشتههاي دور، خوانين كلهر زمستانها در اين منطقه به سر ميبرند.
شهرستان هرسين
هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه ميباشد. در اين ناحيه آثاري از دوره ساساني از جمله صفحه تراشيده كوه، حوض سنگي،ساعت آبي، طاق سنگي، پلكان سنگي، قلعه و آثاري ديگر باقي مانده است. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امينالرعايا و فرزندان او بوده است. اين ناحيه در سالهاي اخير به شهرستان تبديل شده است.
مراكز ديدني و تاريخي
منبع:همشری آنلاین
شهر کرمانشاه در استان کرمانشاه می باشد که مرکز آن استان و هفتمین شهر بزرگ کشور پس از تهران ، مشهد ، اصفهان ، شیراز ، اهواز و تبریز نیز هست. آثار تاریخی استان عبارتند از: بقایای ساختمان های ساسانیان در قصر شیرین ، به نام : چهاردروازه و نقش برجسته داریوش بزرگ در بیستون.
.jpg)
طاق بستان درشمال شهرستان کرمانشاه واقع است. در طاق بستان چشمه ای از دل کوه خارج می شود که قسمتی از آب آشامیدنی کرمانشاه را تامین میکند. این محل به این خاطر اهمیت دارد که حجاری های دوره ساسانی در آنجا قرار دارد. قدیمی ترین حجاری این محل، تاج گذاری ((اردشیر دوم ساسانی)) است که ((اهورا مزدا)) حلقه ی سلطنت را به او اهدا می کند. کتیبه های این مکان به زبان و خط پهلوی نوشته شده است. در طاق بزرگ و در سمت چپ (بالای) این طاق، تصویر محمد علی میرزا دولتشاه پسر فتحعلی شاه حک شده است.((((در پست های بعد با این استان بیشتر آشنا خواهیم شد))))
|
|